محمد مهدى ملايرى

286

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در كتابهاى مختلفى كه آن را نقل كرده‌اند اختلافهايى هم در بعضى كلمات و اصطلاحات ديده مىشود كه خود بر ابهام معنى مىافزايد ولى به‌هرحال از معنى كه در كتاب الوزراء الكتاب نقل شده و چنان كه گفته شد قديمترين متن اين نامه است مىتوان تا حدى مقصود نويسنده را دريافت و براى اينكه آنچه در اين باره نوشته شود روشن‌تر باشد متن اين عبارات به همان صورت كه در كتاب « الوزراء و الكتاب » آمده با اشارهء جابه‌جا به اختلافهايى كه در نسخه‌هاى ديگر آن موجود است در اينجا نقل مىشود . « و اعلموا انّ للتدبير « آفة و ضدّا و انهما لا يجتمعان فى احد ابدا » ( در نسخه‌هاى ديگر به جاى آنچه ميان اين دو علامت ( ) گذاشته شده تنها عبارت آفة متلفة آمده است ) . و هو ( در صبح الاعشى و هى ) الوصف شماعل لصاحبه « على انقاذ عمله و رويّنه » ( در مقدمه و صبح الاعشى عن انفاذ عمله و رويّنه ) فليقصد الرجل منكم فى مجلس تدبيره ( در مقدمه و صبح الاعشى فى مجلسه ) قصد الكافى فى منطقه ( در مقدمه و صبح الاعشى من منطقه ) و ليقصد فى كلامه ( اين جمله در مقدمه و صبح الاعشى نيست ولى لازم به نظر مىرسد ) و ليوجز فى ابتدائه ( در مقدمه و صبح الاعشى لفعله ) و مدفعه للتشاغل عن اكثاره . و ان لم يكم الاكثار عاده ثم وضع موضعه فى ابتداء كتاب او جواب عند الحاجه فلا بأس ( آنچه ميان اين دو علامت ( ) گذاشته شده در نسخه‌هاى ديگر نيست ) . « 1 » با در نظر گرفتن همهء اختلافهايى كه در بعضى عبارات اين قطعه به چشم مىخورد مىتوان آن را با احتياط بدين‌گونه به فارسى برگرداند . « بدانيد كه تدبير را آفت و ضدّى است كه هرگز باهم در كسى جمع نمىشوند و آن صنعتى است كه دارندهء خود را از به كار بردن علم و درايتش باز مىدارد بنابراين هريك از شما در مجلس تدبير خود همچون كسى كه در منطقش كفايت است در سخن خويش به اقتصاد كوشد و در آن به ايجاز بپردازد ولى در مقام احتجاج هيچ‌يك از حجّتهاى خود را فرو مگذار زيرا اين به صلاح

--> ( 1 ) . جهشيارى ، ص 78 ، مقدمه ، ص 250 ، صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 88 .